شور گیمنت در جوانان سرزمین ابوریحان و ابنسينا
| شور گیمنت در جوانان سرزمین ابوریحان و ابنسينا | ![]() | ![]() |
| ۰۳ اسفند ۱۳۸۹ | |
وقتي که دست را در دست ميگيرد و نقش قهرمان داستان را بازي ميکند يکجوري تمرکز ميکند و خودش را ميگيرد که انگار روحش در جسم رستم رفته و ميخواهد يک لشكر را از پا در بياورد و وقتي که به مرحله آخر بازي ميرسد ميخواهد سهراب و اسفنديار را يکجا از هستي نيست کند، ولي حيف که ديگر اينقدر کدهاي تقلب بازيها زياد شده که کشتن اسفنديار هم کاري ندارد و تو روئينتنتر از اسفنديار حتي چشمانت هم هدف تير قرار نميگيرد.وقتي که دست را در دست ميگيرد و نقش قهرمان داستان را بازي ميکند يکجوري تمرکز ميکند و خودش را ميگيرد که انگار روحش در جسم رستم رفته و ميخواهد يک لشكر را از پا در بياورد و وقتي که به مرحله آخر بازي ميرسد ميخواهد سهراب و اسفنديار را يکجا از هستي نيست کند، ولي حيف که ديگر اينقدر کدهاي تقلب بازيها زياد شده که کشتن اسفنديار هم کاري ندارد و تو روئينتنتر از اسفنديار حتي چشمانت هم هدف تير قرار نميگيرد. دنيا را در 14اينچ خلاصه ميکند و همه دنيا را حريف ميشود، اگر هم اهل فوتبال باشد همزمان نقش کريستين رونالدو و مسي و وين روني را چنان برايت بازي ميکند که از جام جهاني هم زده بشوي و مبهوت جواني ميماني که يک تنه همه جامها را فتح ميکند و شايد هم بچه آنلايني باشد و از تهرون با يک نفر در بارسلون مسابقه ميگذارد و عقده اش را از غيبت در جام جهاني بر سر قهرمان جهان ميآورد و يک دست مَشت با هم بازي ميکنند و اسپانيا را هم 6 تايي ميکند، هر چند که تو هم جواني و آرزو هم به جوان عيب نيست و به خيالت فرض کن که اسپانيا هم 6 تايي شده، هر چند که ديگر 6 تايي کردن چشم باداميهاي کره هم براي ما رؤياست و به قول شاعر اگر شش گل بزنم آنم آرزوست. شايد جذابيت بازيهايي که از دنياي ما واضح تر ساخته شدهاند و گرافيک آنها در حدي است که از هواي آلوده تهران بهتر ميتواني فضاي دور و برت را نگاه کني چنان تو را از خودت بيخود کرده و به بازي گرفته که يادت برود جواني در اين بازيها خلاصه نميشود و رسيدن به مرحله آخر بازي چنان برايت مهم و سرنوشت ساز است که حاضري به صندلي دانشگاه نرسي ولي به غول آخرين مرحله برسي و چنان اشکش را درآوري که به سرش هم دوئل با تو نيفتد و ساعتهايي که ميگذرند اينقدر برايت بياهميت شود که ديگر شب و روز را نشناسي و تمام هدف زندگيات بشود تمام کردن بازيهايي که هيچکس نميتواند تعداد آنها را بشمارد. در خيابانها بعد از مکانهاي ضروري و اساسي لوازم آرايشي، عينک دودي فروشي، آب زرشک فروشي و کلوپ فيلم فروشي به مهم ترين مکان خيابان يعني گيم نتهايي ميرسيم که در نگاه اول همه يک چيز ميبينيم و آن هم هفت، هشت، ده تا جواني هستند که به حدي تمرکز کردهاند و چشم به مانيتور دوختهاند که ميترسي الان از شدت تمرکز آنها مانيتورها بيفتند و بشکنند، در و ديوار گيم نتها برخلاف کتابفروشيها که اندازه دوران حکومت ملکه ويکتورياي انگليس و اکبرشاه گورکاني هند و ناصرالدين شاه قاجار عمر کردهاند در و ديوار نو و شيکي است که از پوستر قهرمانان افسانهاي بازيهاي اين دورپر شده است.
شايد اگر بخواهي از نماينده مجلس وقت بگيري و چند دقيقهاي از او چند سؤال بپرسي کار راحت تري داشته باشي تا موقعي که بخواهي از يکي از بچههاي گيم نت وقت بگيري و چند سؤالي از علاقه اش به بازيها بپرسي و تازه در گيم نت ميفهمي وقتي ميگويند وقت طلاست يعني چه؟و چه طلايي با ارزش تر از طلاي زرين کاپ جام جهاني و چه تقابلي مهم تر از تقابل بچه اين کوچه با لباس آرژانتين و بچه کوچه پشتي با لباس برزيل در فينال بازيها که هر يک به نيت استاديوم نلسون ماندلاي افريقاي جنوبي در سويي از گيم نت نشستهاند و تمرکز کردهاند روي بازي و آدامسي که از شدت هيجان آن را سريعتر از الکس فرگوسن ميجوند. تازه اگر بازي هم به شرط يک فلافل باشد که ديگر از ال کلاسيکوي اسپانيا هم بيشتر اهميت دارد. احسان سال دوم دبيرستان است و به قول خودش در بيمارستان به دنيا آمده و در گيم نت بزرگ شده است و همه جوره در تمامي بازيها از بچههاي محله خود سر است، او در مورد ساعتي که در گيم نت ميگذارند، ميگويد: بستگي دارد که چقدر وقت داشته باشم، ولي اکثر وقتها روزي 4-3 ساعت در گيم نت هستم. همچنين او در مورد اينکه چرا به جاي خانه در گيم نت بازي ميکند هم ميگويد: موقعي که در يک محيطي قرار بگيري که همه يک هدف دارند و آن هم بازي کردن است خود به خود هيجان بازي برايت مضاعف ميشود. احسان در مورد درسهايش هم ميگويد: شايد اگر نصف وقتي که براي بازي کردن ميگذارم را صرف درس خواندن کنم بتوانم يک تابستان راحت به گيم نت بيايم و ديگر تابستان دنبال امتحان دادن نباشم و به قول معروف جز تکاوران مدرسه نباشم. پدرام پسر 23 سالهاي است که دانشجوي مديريت صنعتي است و ميگويد: اگر روزي يک تا دو ساعت توي گيم نت نباشم احساس کمبود ميکنم و با اينکه سنم زياد شده است، ولي روز به روز علاقه ام به بازي در گيم نت بيشتر ميشود و ديگر احساس ميکنم نميتوانم بدون گيم نت زندگي کنم. اميرارسلان هم صبحها گيم نت را ميچرخاند در مورد مشتريهاي گيم نت ميگويد: بازيها آنقدر جذاب شده است که ما از کودک هشت ساله تا جوانان 25-30ساله مشتري ثابت داريم و تقريباً هيچ ايامي نيست که بازار کار ما دچار رکود بشود و احساس خطر کنيم. او در مورد اينکه نظرش در مورد اين بازيها چيست هم فقط با يک لبخند جواب ما را داد.
محمد پيروي خامنه، روانشناس و مدرس دانشگاه درباره مشکلاتي که بازيهاي رايانهاي در سالهاي آينده خواهد داشت ميگويد: هر مشکلي که ما داريم اگر الان مراقب آن نباشيم قطعاً عواقب آن در سالهاي آينده چند برابر شده و درمان مسئله بازيهاي رايانهاي هم براي جوانان به وسيله يک نفر ممکن نيست و نياز به يک کار با برنامه ريزي وسيع از طريق کارشناسان دارد و ما بر اساس يک کار کارشناسانه و برنامه ريزي شده بايد اوقات فراغت جوانان را به گونهاي مديريت کنيم که گرايش به بازيهاي رايانهاي در بين جوانان کمتر شود. وي در مورد روش درمان معضل گرايش بيش از حد جوانان به بازيهاي رايانهاي هم معتقد است: ما بايد بازيهاي رايانهاي موجود در بازار کنترل کنيم، اما از آنجايي که اين بازيها به صورت گسترده در کشور ما توزيع شده است، ما بايد روش استفاده صحيح از آنها را به نوجوانان و جوانان بياموزيم چون جلوگيري از آن غيرممکن است. خامنه در مورد بازيهاي رايانهاي توليد ايران هم به اين نکته اشاره دارد که ميتوان از اين طريق هويت ملي و ديني مورد نظر خود را براي جوانان تعريف کنيم. وي ادامه ميدهد : در مورد کنترل بازيهاي رايانهاي بايد به اين نکته توجه داشت که ما با محدود کردن جوانان در اين زمينه باعث ميشويم تا آنها نسبت به اين بازيها و محتواي آنان کنجکاو شوند و خطر ناشي از اين کنجکاوي به مراتب از خطر رواج آزاد اين بازيها بيشتر است که نمونه آن مسئله ماهواره است که ما با محدود کردن مردم نسبت به آن باعث شديم تا مردم نسبت به برنامههاي ماهواره کنجکاو شوند که مشکلات ناشي از اين کنجکاوي را هم اکنون مشاهده ميکنيم.
از قديم الايام ميگفتند وقت طلاست و هرکس بتواند از اين طلا استفاده کند به جايي ميرسد و الا بايد مثل ما بنشيند و براي شما گزارش تهيه کند، وقتي که به گيم نتهاي شهر ميروي و ساعاتي به تماشاي جوانان ايراني اين گيم نتها مينشيني ياد انسانهاي بيشماري ميافتي که از ابتداي خلقت تا به حال روي زمين آمدند و نفس کشيدند و نفسشان قطع شده است و در اين ميان تنها کساني همچنان در دل تاريخ ميدرخشند که از طلاي ناب جواني خود خوب استفاده کردند، هر چند که جوانان ايراني در اين مورد نتوانستهاند مثل چينيها رکورد بزنند و با بازيهاي چند 10 ساعته متوالي پاي دستگاه باعث مرگ خود بشوند، ولي مقايسه ساعتهايي که جوانان از جواني خود پاي اين بازيها ميگذارند با ساعتهايي که چه عرض کنم دقايقي که پاي مطالعه کتاب ميگذارند نشان از فاجعهاي ميدهد که براي جوانان سرزمين فردوسي و ابنسينا و ابوريحان بعيد است. محمدصادق فرامرزی منبع: جوان |
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 23:39 توسط غلام علی
|


وقتي که دست را در دست ميگيرد و نقش قهرمان داستان را بازي ميکند يکجوري تمرکز ميکند و خودش را ميگيرد که انگار روحش در جسم رستم رفته و ميخواهد يک لشكر را از پا در بياورد و وقتي که به مرحله آخر بازي ميرسد ميخواهد سهراب و اسفنديار را يکجا از هستي نيست کند، ولي حيف که ديگر اينقدر کدهاي تقلب بازيها زياد شده که کشتن اسفنديار هم کاري ندارد و تو روئينتنتر از اسفنديار حتي چشمانت هم هدف تير قرار نميگيرد.